دو ساله پروسه طلاقم
شوهرم شکایت تمکین کرد منم مهریه اجرا گذاشتم فعلا هیچکدوم درخواست طلاق ندادیم
من جهازمو بردم اونم خونه رو فسخ کرد رفت جای دیگه خونه گرفت که برا من عدم تمکین بزنه
منم بچه رو ورداشتم رفتم همون خونه تا روشو کم کنم
هروز لیست خرید میدادم بهش اونم همه رو میخرید هر هفته خرید و رستوران و تفریح به بهانه بچه(بچم تنها باهاش نمیرفت) 😂😂برا اینکه لجشو دربیارم این کارا رو میکردم خیلیم خوش میگذشت
خیلی جالبه در مورد وکیلامونم باهم مینشستیم حرف میزدیم میخندیدم🤣حتی یکی دوبار باهم دادگاه رفتیم بعدش منو تا دفتر وکیلم رسوند عید هم کلی برام لباس خرید یادمه روسری مناسب پیدا نمیکردم کل شهر رو چرخوند تا بالاخره یکی بخرم
عجیب نیس بنظرتون ؟