2777
2789
عنوان

غرق خیال تو

48 بازدید | 0 پست

آن‌قدر غرقِ خیالت بودم،

که نه صدای ساعت را شنیدم،

نه رنگِ غروب را دیدم…

زمان از دستم لغزید،

و مکان بی‌معنا شد.

جهان کوچک شد،

و تنها تو بودی و خیالت

که دورم می‌چرخید،

مثل آغوشی که

هیچ‌وقت به آن نرسیدم...


عشق دیرینم…

در خیال تو قدم می‌زدم،

میان کوچه‌های خاطره،

بی‌آن‌که بفهمم کجای این زندگی‌ام.

تو بودی،

و من…

در تماشای نامرئی‌ات

حل شدم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز