همسن مادر بزرگم بود ولی جوری تیپ زده بود همه پسرا خیره ش شده بودن😶از این لباسای جذبببب پوشیده بود با ساپورت کالباسی لباس زیرشم حتی معلوم بود لباس زیر از این باشگاهیااااا ها با کتونی🗿خلاصه راه میرفت و قر میداد کل ملت خیره ش😂بدبخت میخواس آندوسکوپی بده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خدایا «حیات» ما رو چنان قرار بده ک در « ممات»ما «مردم» اندوهگین و«هرزهگان»شادمان شوند. وهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان! من هموطنانی در ترکیه ،سوریه،یمن،امریکا،فلسطین،عراق ،فرانسه ،لبنان و... دارم و بیگانگانی در شهرهای ایرانم 💔همین قدر تلخ💔.
ست کالباسیای ساپورت با ی تونیک جلو باز کالباسیمحکمم کمربندشو بسته بود ک جذب بشه🗿🗿🗿🗿🗿🗿
خواهرم تعریف میکردی روز تواتوبوس ی خانم مسن تیپ زده بوده کفش اسپرت رنگ جیغ واینا. بعد صندلی خالی شده گفتم بیابشین حاج خانوم. دعواراه انداخته گفته من حاج خانم نیستم خودت حاج خانومی وفحش ج ن د ه.داده.