روزی بنده ای از خدا پرسید اگر سرنوشت من را از قبل نوشته ای پس چرا دعا کنم؟خدا رو کرد و گفت شاید نوشته باشم هرآنچه او دعا کرد...🤍. خدا من نمیدونم چی قراره پیش بیاد خودت کمکم کن دستمو ول نکن میدونی جز تو امیدی ندارم:)🤍🌊شکرت خدایا. ۲۳مهر۱۴۰۳
یک صحفه بصورت شعر اصلی صفحه دیگه نثر به زبان پارسی
روزی بنده ای از خدا پرسید اگر سرنوشت من را از قبل نوشته ای پس چرا دعا کنم؟خدا رو کرد و گفت شاید نوشته باشم هرآنچه او دعا کرد...🤍. خدا من نمیدونم چی قراره پیش بیاد خودت کمکم کن دستمو ول نکن میدونی جز تو امیدی ندارم:)🤍🌊شکرت خدایا. ۲۳مهر۱۴۰۳
روزی بنده ای از خدا پرسید اگر سرنوشت من را از قبل نوشته ای پس چرا دعا کنم؟خدا رو کرد و گفت شاید نوشته باشم هرآنچه او دعا کرد...🤍. خدا من نمیدونم چی قراره پیش بیاد خودت کمکم کن دستمو ول نکن میدونی جز تو امیدی ندارم:)🤍🌊شکرت خدایا. ۲۳مهر۱۴۰۳