2777
2789
عنوان

یادش بخیر😂🥂

78 بازدید | 7 پست

کلاس سوم چهارم بودم 

بعد کلا تو مدرسه و تو خونه هی بهم میگفتن ک بزرگ شدی و باید حجاب داشته باشیو با نامحرم نچرخی و این حرفا 

خلاصه منم جوگیر شدع بودم دیگه با پسر عموم بازی نمیکردم 

تو اتاق با دختر عمه ام داشتیم پانتومیم میکردیم 

بعد یهو پسر عموم اومد تو من سریع چادر سر کردم نشستم باز رفت بیرون من دوباره شروع ب بازی کردم بعد تو همین حین دختر عمم میگف اههه چقدر بد اجرا میکنی من نمیفهمم من هی میگفتم من خوب اجرا میکنم تو نمیفهمی 

همین موقع دوباره پسر عموم اومد باز من فاز سنگین گرفتم نشست بعد یهو دیدم پسر عموم میگه  تو رو خدا اجرا کن منم ببینم🥲😂😂گفتم باشه ب ناچار مثلا با لحن ناراضی 

تا یه حرکت رو رفتم تا تهش رو گف😭😂

بع من  بیا بغلم😐 دمت گرمممم عالی بودی😭😂

بعد گفتم اصلا منو پسر عمو دوتایی باهمیم 

ب دختر عمه ام گفتم تو برو با فلانی

هچی این نشد از محرم نامحرمی اول زندگی

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108