من الان واقعا دلم میخواد که بره
من آدم بی احترامی کردن نیستم
الان تازه از سفر برگشتم خودمم خیلی ضعیفم واقعا نمیتونم هر وعده غذا بشینم غذای خوب درست کنم
کاش آدما اینو یاد بگیرن وقتی دعوتشون میکنی بیان نه موقع های دیگه
دو هفته پیش خودمو کشتم که پاشید بیاید خونه ما نیومدن
الان اومدن خب من آمادگی ندارم .
کل دیشب تو راه بودیم شوهرم رانندگی کرده الان هر دو خوابن ولی من استرس شام درست کردن دارم با اینکه کل شبو نخوابیدم باز نمیتونم بخوابم چون مرغ تموم شده باید شوهرم بخره باید مغازه هم برم