۲۵ سالمه فقط تا الان با ۲ تا خواستگار حرف زدم
بقیه عکسمو دیدن پسندیدن ولی نزاشتیم بیان
خونوادم خیلی خوب وبد میکنن خودمم به خدا دیگه خسته شدم
الان پشیمونم حاضر بودم تیپ خز وبوی بد پسره رو تحمل کنم ولی زنش بشم ۴ سال پیش ،چقد احمق بودم فک میکردم بهتر میاد،پسرای ۳۰ ساله رو دوست ندارم
بنظرتون اشکال نداره با ۲ تا خواستگار بیشتر حرف نزدم؟
از ازدواج سنتی چندشم میشه ،خونوادم عقبم انداختن ،دلم میخاد یکی اینجا بگه درک میکنم معلمی ابتدایی واقعا سخته وحقوقش کمه ولی کو درک ؟،
از اینکه همکارام ماشین گرفتن یطوری شدم
خدایا چرا واسه من داری طولش میدی؟