ببین مثلاً اگه ازش گله کنی، میگه تو اشتباه متوجه منظور من شدی، تو عمرش با ابراز پشیمانی و معذرت خواهی بیگانهست، تو هر جمعی میریم، با اینکه از همه نظر یه آدم کاملاً معمولیه، با ۸۲ سال سن، یه جوری خرامان راه میره انگار دختر شایستهی ساله، همیشه ماها رو معطل میکنه، بعد جای عذرخواهی یا حداقل توضیح، طلبکارم میشه... اوووه بخوام بگم صبح میشه
حال من، حال اون آدم زخمیه که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره خوش نشسته بمیره...
ببین ما در شوهر من ۴۰ سا ل هست هی تیما رستان بستری می شه کلکسیو ن همه مر یضی های روانی هست ۱ ا دم ف ...
😁😁 اخلاقشون شبیهه. یه غذای جدید که میبینه، هی میگه من قبلنا اینو درست میکردم، بعد همسر من و باباش ساده، هی میگن کی درست کردی که ما ندیدیم؟ میگه شما یادتون نیست 🤣🤣
حال من، حال اون آدم زخمیه که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره خوش نشسته بمیره...
من الان دیگه برام مهم نیست از نظر اخلاقی خیلی رشد کردم و اون مهر طلب بودنم رفع شد البته با تحقیق و کلی راه خودشناسی قبلا همش ترس از،دست دادن داشتم وابسته بودم اه حاام از قبلا خودم بهم میخوره
اما الان تکیه گاه من خدای بالاسرم نه خلق خدا چه شوهر باشه چه مادر چه هرکسی