من ی مدت حالم اوکی نبود با یه پسر صحبت میکردم که اصلا نه شرایط ازدواج داشت ن گذشته جالبی ترک شده بود و راجب این صحبت میکرد و میگفت دنبال اینه از ی نفر حس بگیره خلاصه گذشت ما کم کم اوکی شدیم ولی روش حساب نمیکردم میخواستم کات کنم تا گذشت هی حرفایی از عاشقی و بری من میمیرم میزد میفهمیدم چقد شخصیت ضعیف و منفی ای داره و ایندهم ک نداره خلاصه گذشت من بهش نزدیک شدم وابسته شدم حساس شدم اونم بیخیال شد کم کم ولی ب منم حس عذاب وجدان میداد ک نرم خلاصه ی مدت طولانی با حس بد موندم باهاش و تحمل کردم تا تصمیم گرفتم تموم کنم بلاکش کردم باز پیداش شد و حرفای مسخره زد بلاکش کردم باز .بااینکه میدونم آدم خوبی نبود ولی بعضی وقتا فکر میکنم کارم درست بوده یانه من باهاش اصلا آرامشم نداشتم ولی الآنم نمیدونم چیکار کنم ک ذهنم مشغول نباشه دوس دارم فراموش کنم این مدتو چون من از همون اول نمیخواستمش یهویی وابسته شدم الآنم یه حس بد دارم خیلی گیجم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.