مادرم همش میگه بریم مهمونی
هوا خیلی گرمه آخه کی حوصله مهمونی داره!
من تحمل ندارم لباس بپوشم و برم مهمونی
دوسدارم خونه باشم همش دوش بگیرم یا زیر کولر
آخ کی دانشگاه باز شه برگردم
از طرفی هم عذاب وجدان دارم ک مادرم بخاطر من همش خونه بمونه
میگم خودت تنها برو خب ! نمیره