دلم گرفته شما قضاوت کنید حق دارم دلم بگیره یا نه...مادر همسرم مریضه بیماری ناعلاج بعد همسرم هفته ای ی بار دوبار میره کنار مادرش بیچاره ضعیف شده ...بعد مادر خواهرم امشب جلو بچم گفتن که هی ژنو بچشد ول میکنه میره کنار خانوادش ...خواهرم این وسط ی تیکه هایی انداخته ...دلم ازشون گرفته که چرا پشت همسرم حرف گفتن
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
اخبیییی عزیزم . سعی کن سکوت کنی و به شوهر ت جلوشون احترام بزار . ان شالله محبتت و نگهداری از این مریض دستگیر خودت و بچه ت میشه. شکل نکن . خودم دوست دارم یکی بهم بگه تو خوب باش ولش کن . اما منم دلم گرفته از خانواده شوهرم . هرکسی یک جور دلش پر ه . خدا بهت کمک کنه
عزیزم شما درک بالایی دارین که تو این وضعیت همسرتونو درک میکنین ،،،پس ناراحت نباش از کنایه دیگران ،،،همسرتون وقتی ببینه شما تو اینجور شرایطی پشتش هستین و اعتراض نمیکنین ارزش بیشتری برای شما قائل میشه ،،پس محکم و قوی باش و اهمیت نده
متم همین فکرارو میکنم ولی اینقدر بی احترامی ازشون دیدم دلسرد شدم نمیتونم دیگه محبت کنم شوهرمم میگه ب ...
من خیلی سختی و تنهایی کشیدم تو زندگیم همینطور همسرم تا الان رو پای خودش وایساده ولی خانواده همیشه قضاوتش میکنن ...خودشون بیمارن فکر میکنن همه عین خودشونن ..دلم امشب شکست ...شما هم حق داری شاید دلت شکسته که نمی تونی رفت آمد کنی .منم امشب به این نتیجه رسیدم که رفت آمدند با خانواده خودم کم کنم
من خیلی سختی و تنهایی کشیدم تو زندگیم همینطور همسرم تا الان رو پای خودش وایساده ولی خانواده همیشه قض ...
منم کم کردم حتی شهرمو دورتر کردم از خواهرم دور افتادم . ولی همینجا هم فامیل دارن. اصلا نیامدن خونمون ولی همیشه گله میکنن به مادرش که اونا باید بیان . جاری هام اصلا باهاشون ندارن منکه دارم و همیشه نقد و گله کردن