سلام خانما من حدود یک سال بیشتره که تو ی گروه روانشناسی عضوم بخاطر حملات عصبی و اینا یک دانشجوی پزشکی حدود ۳،۴ ماه عضوه ۲۷ سالشه و سال ۵ پزشکی خیلی مودب واقعا به هرکی نیاز داشته باشه کمک میکنه آدرس حضوری میده میرن پیشش خلاصه گذشت این آقا تو گروه راجب ازدواج و اینا گفتن شرایطشون و اینا به بقیه البته که پدر مادرشون فوت شده و میخوان ازدواج کنن و اینا یکی از اعضا گفته بود سراغ دارم امروز نوشته بود زندگی فلانه و اینطوریه منم گفتم چیشده گفت هیچی انقدر درگیر درس بودم دلم میخواد ازدواج کنم ولی جور نمیشه یکم حرف زدیم و اینا گفتم که نگران نباش درست میشه و...واقعا هم بچه محترمیه خیلییی خلاصه اواخر گفت میخواستم ی چیزی بگم اگه جسارت نباشه ،میشه بهتون پیشنهاد بدم آشنا بشیم و اینا اصلا هم مشکلی ندارم که خانواده در جریان باشن و اینا درک میکنم اعتماد نیست اولش حتما باید به مامانتون بگید و...در ضمن منم ۱۹ سالمه منم چیزی نگفتم فعلا بهش