رفتاراش از اول رابطه خیلی عجیب بود
دیت اول ی کتاب زبان برام اورد و گف من میخام مهاجرت کنم و برای تقویت شدن زبانم میخام پارتنر داشتع باشم ک بهش یاد بدم و صحبت کنیم باهم و بعدش امتحان بدیم ازدواج کنیم و جفتمون مهاجرت کنیم المان
خودم ک شک کرده بودم چرا همین اول و اینجوری بهم گفت و میدونستم ی دلیلی داره نمیتونه بره
اونموقع نگف شرایط مهاجرتش جوریه ک فقط ویزای متاهلی بهش میدن برای رفتن
الان از یکی شنیدم باتوجه ب شغلش اون فقط اینجوری میتونست مهاجرت کنه و میخاست هرجور شده منو تو اون رابطه نگه داره حالا بماند چقد سمی بود
خلاصه هرکی از راه رسید و وعده داد رکب نخورین