بچه ها ما بعد از ظهر یه جشن دخترونه داشتیم با دوستام که من نتونستم حتی نصف روز و مرخصی بگیرم و نمیتونم برم و این اولین بار نیست من خیلی وقته که تو هیچ جمعی نتونستم باشم چون همش سرکارم...
وقتی نتونستم مرخصی بگیرم خیلی ناراحت شدم و من آدمیم که اصلا نمیتونم جلوی گریه مو بگیرم اصلااا
حالا کسیم نبود سرکار خودم تنها بودم زنگ زدم به نامزدم بعد همینجوری گریه میکردم آروم اشکام میومد بعد حالا اشکامم پاک کرده بودم از شانس من یهو یکی از اعضای خانواده صابکارم اومد تو
حالا زنگ زده میگه چی شده؟اگه میخوای نیا اشکال نداره فلان و اینا
حتما رفته جلو همشون گفته من داشتم گریه میکردم😭
خاک تو سرم بچه ها آبروم رفت