سلام دخترخالم چند وقتیه که اومده خونه ما همه کارها با منه میره دانشگاه میاد شام میخوره ایراد میگیره و میخوابه با گوشیش چت میکنه دیشب من تا ساعت ۹ شب کار میکردم شام نپخته بودم قرار بود اون بیاد چون ماشین داره ما رو ببره بیرون شام بخوریم به حساب ما ولی فقط اون ببره ولی خانوم ساعت ۹ شب اومد طلبکار هم بود رفت املت درست کرد گفتم من املتی که تو درست کنی رو نمیخورم تمام آشپزخونه رو هم کثیف کرده بود پوست سیر و پیام و گوجه رو ریخته بود روی کابینت گفتم برو جمع کن اونم در جواب بهم گفت بیا عنمو بخور سرتو بکن توی ک و ن م میام میزنمتا منم گفتم بیخود کردی مامانمم جیغ و هوار که نباید جواب دخترخالم بدی اینقدر جیغ جیِغ منم هیچی دیگه نگفتم چرا من هیچی نگم مگه اون کی هست