خانما ما فعلا دوران عقدیم انشالله چند وقت دیگه بعد محرم صفر عروسیمونه
گاااااهی میرم خونه مادرشوهرم ، دیگه اصرار میکنن ، شبا هم میمونم همونجا ، بعد مادرشوهرم از روز اول که رفتم برامون تو اتاق شوهرم تشک دونفره انداخت ، از همون موقع هروقتتت میمونم خجالت میکشم راستش
البته حد و حدود( همون قضیه ) با شوهرم رعایت میکنیم، باهاش اتمام حجت کردم اونم رعایت میکنه
البته همسرم خواهر برادر مجرد نداره ، کلا تک بچست
ولی خب شب که میمونم با شوهرم تو اتاقش میخوابیم ،
صبح که بیدار میشم واقعا خجالت میکشم تو روی مادرشوهرم نگاه کنم
البته پدر شوهرم که صبحانه زود میره بیرون پیاده روی ، تا ظهر ،برمیگرده خونه
میترسم به شوهرم یگم دیگه نمیام ، بخوره تو ذوقش
یا مثلا شوهرم پیش مامانش میشنیه کنارم دستشو میندازه رو شونم ، یا میزاره رو کمرم
هرچند پدر و مادرشوهرم ادمای بدی نیستن خدایی تازه خوشحالم میشن مخصوصا مادرشوهرم دوق میکنه هروقت شوهرم این کارارو میکنه 😁😅
یه بار شوهرم از سرکار برگشت دید اونجام( اش برده بودم براشون ، دیگه مادرشوهرم شام نگهم داشت) دوق کرد پیش پدر مادرش اومد بوسم کرد 😐
داشتم میمردم
بنطرتون چه کنمممممممممم
چی بگم به شوهرم