دختر خاله ی من ۱۱سالشه و همسن دخترمه
باهم دوستن
دیشب اتفاقی بیرون دیدیمشون، نزدیک خونمون؛ تعارف کردم دخترخالم شب بیاد خونمون پیش دخترم، یهو دیدم داره پیاده میشه بیاد
نفهمیدم چطور جمع و جورش کنم که نیاد، هی پشت هم خدافظی میکردم که برن؛ اونام رفتن
واقعا تعارف اومد نیومد داره
الان آدم حوصله ی بچه ی خودشو نداره، چه برسه بچه ی لوس و بی ادب یکی دیگه
البته قبلا بارها آوردم خونمون بخاطر دخترم
ولی دیگه اینا دارن سواستفاده میکنن
یه بارم اونا دعوت نکردن
زورم اومد
ردشون کردم رفتن