؟؟؟
مامانم خواهر بزرگترمو ۵سالگیم برد تیمارستان و شوک مغزی بهش دادن همش جیغ و داد میکرد. بعد مدرسه که رفتم مامانم گفت تو مدرسه به کسی نگی خواهرم دیوانه است آبرومون میره.نگو داشته گولم میزده.
سال ۱۴۰۱ بابام هی چسبیده بود به من و منو کتک میزد و شکنجه میداد و بیخیال من نمیشد.بعد منو بردن همون بیمارستانی که خواهرم بستری کردن گفتن اینم مثل اون دیوانه شده و به دروغ گفتن تو خیابون مردمو میزنم.و بهم شوک دادن.
حالا هیچ راه نجاتی ندارم ۴بار فرار کردم که پیدام کردن.اگه تو مدرسه به معلما میگفتم منو نجات میدادن و کاری برام میکردن؟ منو از خانواده ی بی رحمم جدا میکردن؟