2777
2789
عنوان

بابام زانوش بدجور درد میکنه

182 بازدید | 11 پست

خانما بابام بازنشتست،  منتها حقوقش اونقدری نیست حدودا ۲۰تومنه میره سرکار بازم با سن نزدیک ۶۰سال 

پاش درد میکنه ، زانوش درد میکنه ، صعیف شده 

جدیدا زانوش هم اضافه شده 

هر شب پاهاشو ماساژ میدم 

منم ترم اخر زنتیکم دیگه 

درسم به محص اینکه تموم شه میرم سرکار ، بهمن تموم میشه

کلاسام خیلیییی پراکندست وگرنه میرفتم سرکار 

امشب داشتم پاهاشو ماساژ میدادم ، گقت خدا کنه بتونم تا یکی دوسال دیگه کار کنم چلاق نشم

منم با یه لحنی که انگار زیاد غصه نمیخورم بهش گقتم نتونستی کار کنیم نتونستی فدای سرت 

دیگه نوبت منه برم کار کنم 

با خنده گقتم من نیروی تازه نفسم

مثلا میخواستم خودمو با روحیه نشون بدم 😔

بعد گفت نه بابا جان تو با من کارت نباشه تو زندگی خودتو بساز 

اینو که گفت دلم بدجوری گرفت ، الان بغص تو کلوم داره خفم میکنه 

به ظاهر نشون نمیدم ولی الان  دارم خفه میشم 

البته نسبت به قبل خیلیییییی بهنر شدما

قبلا نگاهدمیکردم به بابام گریم می‌گرفت که داره میره سرکار بخاطرمون و زحمت میکشه ، ولی جدیدا دیگه این حسو ندارم ولی بازم ته دلم یکم ناراحت میشم ، البته پذیرفتم که این روند زندگیه،......

من هدفم مهاجرته 

اینجا من بمونم نمیتونم زندگی خوبی داشته باشم ، بابام مخالفه میگه میری پشیمون میشی ، من میمونم تو دل نگرونی و.....

ولی من نمیتونم من اینجا بمونم آرامش نخواهم داشت ، نمیتونم زندگی خوبی داشته باشم 

من از ۱۲سالگی فکر مهاجرت یودم حتی این رشته رو اول علاقه و دوم برای مهاجرت انتخاب کردم 

میدونم اونور فرش قرمز پهن نکردن ، بهشت گمشده هم نیست ، 

جریانش تو تاپیکام هست ،پولشم رو مادرم میخوام حساب باز کتم،  خدا قسمت کنه برا بورسیه استانی ایتالیا اقدام کنم ( خواهشا الان نیاید راجب مهاجرت سوال بپرسید که تو که بابات پولدار نیست نمیتونی بری و.... فکر همه جاشو کردم  ) جریانش مفصله بخوام بگم ، تو تاپیکام هست 






تروخدا شما بگید شما با اینجور قصایا( بالا رفتن سن پدر مادر و درگیر شدنشون با بیماری های مختلف چطور کنار میاید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من پدر مادرمو در این شرایط ول. نمیکنم برم من شرایط آلمان رفتن داشتم اما نرفتم مادرم پیر بود میگفت تو بری چیکار کنم نرفتم سه سال بعد مادرم فوت شذ اگه رفته بودم از عذاب وجدان داغون شده بودم 

من پدر مادرمو در این شرایط ول. نمیکنم برم من شرایط آلمان رفتن داشتم اما نرفتم مادرم پیر بود میگفت تو ...

خب پس آیندمون چی 

من اینجا بمونم بدبخت دو عالم میشم 

باید تا آخر عمرم یه زندگی بخور نمیر داشته باشم 

پدر مادر فقط خوشحالی بچشو میخواد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز