من هنوز نگفته فهمیدم قطعا زنش خوشش نمیاد از این موضوع
چون کلا نسبت به من رفتار قشنگی نداره و شاید بپرسید خودت چیکار کردی؟ که بحث این چیزا نیست از اینکه بابام به دختر و پسر یکسان میرسه ناراحته
حالا جریانش چیه؟
زمانی که هم من هم داداشم مجرد بودیم من یه تیکه طلای ۱۵ گرمی دادم داداشم و گفتم دیگه نمی خواد پس بدی
اونم گرفت گفت چرا پس میدم
خلاصه گذشت و گذشت و دیگه هردو یادمون رفت
الان داداشم دستش خیلی باز شده خداروشکر
من همون اول هم گفتم که نمی خوام
مگه نگفتم پس نمیگیرم؟ حالا یه قرن گذشته! فکر چی رو می کنی تو و مسخره اش کردم داداشم رو کلی
اما حالا هیچی نشده قیافه گرفتنای زنش شروع شده