کاش میشد زنها هم مثل مردها دو تا شوهر داشتن. روزی که یکیش دیگه دوستت نداره، اون یکی دوستت داشته باشه و پشتت باشه. بخدا با این شوهرهایی که ما داریم، یه دونه کافی نیست
چه از لحاظ مالی، چه عاطفی. یه روز عاشقه،یه روز متنفره ازمون. از این گرمی سردی دیگه خسته شدم. توان ندارم دیگه.
آقایون هم خب مشکلات خودشون رو دارن همسرم منم میبینی دو هفته قربون صدقم میره بعد ی هفته چنان میره تو لاک خودش که با زیر لفظی باید از زبونش حرف بکشم اونموقع خودم میفهمم مشکلش چیه یکم که بهش تلنگر میزنم دوباره اوکی میشه
والا آخه کدوم مردسالاری؟ شوهرهای ما، مادرشون با دمپایی میزد توی سرشون.بیشتر پدرمادرسالاری داریم. همه ی زندگیا بی پایه اساس شدن دیگه. نه جایگاه پدرمادر معلومه، نه جایگاه همسر، نه جایگاه خواهر برادر.همه زامبی شدن.
تا وقتی ما نتونیم ریشه خوشحالی رو تو خودمون پیدا کنیم دو مرد که سهله صدتا مرد هم برا خوشحالیمون کافی ...
اره خب اما ما خدا نیستیم. گاهی به همدیگه احتیاج داریم. وقتایی که باید یکی پیشمون باشه، نیست. خیلی اینجوری میشه ها. تقریبا همیشه. آدم صبرش تموم میشه دیگه
اره خب اما ما خدا نیستیم. گاهی به همدیگه احتیاج داریم. وقتایی که باید یکی پیشمون باشه، نیست. خیلی ای ...
دقیقا منم منظورم همینه دنیا خیلی بی رحم شده هیچ کس ب فکر کس دیگهنیست تو تنهایی خب تصمیمت چیه میخوای خودتم خودتو ول کنی ؟ هیچ کس ب دادمون نمیرسه جز خودمون