بیاین از حس و حالتون بگین
از فکرها و استرس هایی که کشیدین
من الان تو مرحله شروعم و میدونم تصمیم درستی گرفتم
اما استرس داره دیوونه م میکنه، نه خواب خوبی دارم، نه خوراک خوبی
از شوهرم میترسم شر درست کنه و برادرامو درگیر کنم
نمیدونم پروسه طلاقم تا کی طول بکشه
از اینکه تو دادگاه دوباره ببینمش، البته وکیل گرفتم
از آینده ای که مهر طلاق تو شناسنامه م میخوره و اسم مطلقه تو تمام روابطم هست
از شرمندگیم تو روی پدرم که اشکش در اومد
از خجالت زدگی تو رو برادرام که اصرار میکنن شماره کارت بدم و واسم پول واریز کنن
از مادری که التماسم میکنه یه چیزی بخورم
از خودم که خودم کردم و همه رو درگیر کردم
از خودم که اشتباه کردم ، از خودم که باشگاه و کتاب خوانی و زندگی رو ول کردم نشستم فقط فکر میکنم
از خودم که تمام بدنم شده استرس و تپش قلب
چکار کنم؟ کاش زودتر بگذره