من و نامزدم ازمایش خون رفتیم قبل محرم الان محرمه و هم اینکه زمستون سالگرد باباشه باباش فوت شده و دوست نداره ک تا اون موقع حرکت دیگ ای بزنه ما دوست داریم دوتایی بریم بیرون همو ببینیم ک خانواده نمیزارن آخه من هنوز انگشتر نشون هم نیاوردن از طرفی هم نمیتونیم صبر کنیم جایی نریم تا اون موقع بابام امرو؟ گف ی صیغه محرمیت بخونن مامانم گف نه تحقیرم کرد واقعا حالم بده بینشون گیر کردم نامزدم میخواد بریم بیرون و ....بنظرتون صلاح در چیه
همونطور کا اون حرمت برا پدر متوفاش نگه میداره شما همبرا خودت و خانوادت حرمت نگهدار. تا بعد سالگرد پدرش صبر کن. اگه اون نمیتونه صبر کنه نمیشه که هم خداروبخواد هم خرما
مادرم میگ تا نشون نیاوردن جایی نرید ولی ما نمیتونیم تا چن ماه
بنظرم به حرف مادرت گوش بده اینجوری نامزدت ازت پرسید تو هم راحت بگو خانواده ام این حرف را میزنن با مظلومیت بهش بگو ، اگه واقعا پسر هم با بیرون رفتنتون موافق باشه خودش با مادرش صحبت میکنه حداقل یک صیغه بخونید و یه انگشتر بیارن برات
به شوهرت بگو نذار فامیلتون بفهمن و یه انگشتر خودت یواشکی بگیر و بیار خونمون و بده مثلا به بابام تا کارمون درست بشه
۱ — در مورد خودم هر چی لازم بوده اینجا نوشتم البته معلوم نیست کدوم درست و کدوم غلطه ماهیت فضای مجازیه ۲ — چرا ناراحت ؟ چرا عصباني ؟ درست بپرس جواب ميدم ۳ — مرزها و مهم ها انسانیت و ادبه نه جنسیت و پول و سواد و دین و قد و پوست و قومیت و زبان و ..... ۴ — اگر پاسخ عزیزان رو ندادم یعنی تعلیق شدم ، تمام .