گفتمم که مشکوک میزد امروز بهش پیام دادم گفتم چرا فلان رفتارت مشکوکه جواب نداده بود اومد ازش پرسیدم چرا اینجوری میکنی ورداشت اول گفت به تو ربطی نداره گوشی خودمه بعد که گفتم یه جواب درست بده پاشد بره تو اتاق و همزمان داد و بیداد راه انداخت که آره تو دیوانم کردی و همینجوری داشت روانی تر میشد که پاشدم نزارم بره اتاق که هلم داد و با دستش محکم چند بار زد به دستامو گلوم درد و گرفت گریم گرفت گفتم تو دیوانه ای که دارم باهات حرف میزنم به جای جواب میزنی بعد میگه اصن نمیخوام باهات حرف. بزنم و خیلی حرفای بدی بهم زد منم عصبانی شدم گفتم چیه کسی تو فکرته واقعا کسی هست که رفتارت اینه بعد میگه نه و دوباره نمیدونم چی شد باز من حرف زدم با گریه بدنم میلرزید باز ورداشت زد به دستامو. و همه جام بعدم رفت اونور خوابید میگه بزار فردا بشه
الان تقصیر منه یا اون هربار که میام راجب مشکلی باهاش حرف بزنم همین کارو میکنه راستی از وقتی اومدیم خونمون دو شب نیومد خونه بهانه با دوستام بیرونم و اینا بعدم امشب دوباره گفت فرداشب خونه نمیام بهانه درست کرد برای خودش
تروخدا بگی چیکار کنم حالم خیلی بده چجوری میتونه آنقدر اذیتم کنه ازدواج دونمه ومثلا عاشقم شد بعد امشب گفت از بس تو پیام و زنگ دادی مجبور شدم بگیرم