2777
2789
عنوان

شما اگر جای من بودید چیکار میکردید

278 بازدید | 22 پست

شوهر من ادم خیلی خانواده دوست و خب در عین حال خیلی پرمشغله ای عه...و تا الان هم بنده خدا صدشو گذاشته برای خونوادم هم...مشکل من اینه که با خانواده خیلی رفاقتی طور حساب میکنه چون از اول با وجود اختلاف سنی اش با بابام باهم رفیق صمیمی بودن...و اینکه خیلی کار ها برای خونوادم میکنه که در ازاش مثلا توقع داره اونا هم صدشونو بزارن ولی وقتی این توقع اش انجام نمیشه خیلی بد با خونوادم برخورد میکنه طوری که با وجود اینکه بهش حق میدم از لحاظ منطقی ولی حس میکنم بزرگ تر بودن پدرم و غرورش رو زیر سوال میبره و خوردش میکنه 

یک چند باری چندتا اتفاق افتاد... 

یکیش اینکه مثلا بعد از تصادف خواهربرادرم شوهرم با وجود تموم مشغله هاش از درسش و همه چی زد یکسره بیمارستان بالا سرشون بود و... 

بعد من یکبار دندون درد داشتم... حالم خیلی بد بود سه روز بود که داشتم تحمل میکردم و شوهرم هم بلد نبود کاری کنه. خلاصه تو همون زمان پدرشوهرم سکته زده بود بنده خدا...شوهرم من رو گذاشت خونه مامانم اینا که حواسشون به من باشه و منو به روش های خودشون دوا درمون کنن چون ماه اخر بارداری بودم قرص نمیتونستم بخورم و عفونت دندون هم زده بود به بدنم و تب و لرز داشتم . 

یک قرص خوردم خوابیدم ولی خب باز با درد از خواب بلند شدم. همون زمان مادر پدرم که به خیال خودشون من با استامینوفن ساده اروم شدم رفته بودن روستا.. 

هیچی دیگه منم با گریه و درد زنگ زدم شوهرم که دیگه نمیتونم تحمل کنم و پاشو بریم یک درمونگاه پیدا کنیم و... 

شوهرم خیلی بهش برخورده بود که من دو هفته یکسره بالا سر ابجی داداشت بودم ولی الان که حال بابام بد شده بود رفتم دو دقیقه نتونستن مراقب تو باشن..

بعد این ماجرا شوهرم چند روزی قهر کرد با خانواده و پدرمادرم چندین بار با وجود بزرگتر بودن و اینا سرخم کردن و کلی منت کشی و عذرخواهی ولی تهش شوهرم گفت نه به هیچ عنوان و... که من خیلی ناراحت شدم شما فکر کن پدرت که بیست و خورده ای سال بزرگتره عذرخواهی کنه و بگه ببخشید و اینا و بعد شوهرت با یک حالت بدی بگه به هیچ عنوان نمیبخشم تونو... 

حالا گذشت و به مرور روابطشون درست شد تا اینکه هنوز چیزی نگذشته یک اتفاق مشابه افتاد و الان دوباره شوهرم وحشتناک از دست خونوادم ناراحته... 

و خب من واقعا نمیدونم طرف کی رو بگیرم و چجوری رفتار کنم بگذریم که شدم ادم بده واسه خونوادم 

کلا این موضوع که سر من داره دعوا میشه خیلی اذیتم میکنه

از اون طرف خانوادم این شکلی ان که شوهرت واسه ما شده ماسه داغ تر از اش ! دو روزه اومده گرفتت یجور رفتار میکنه انگار بهت اهمیت نمیدیم و مارو ادم بده میکنه... 

و از ما که تورو بیشتر دوست نداره و... از طرف دیگه این  بار یجوری اتفاق افتاد که با  وجود اینکه من هیچ کاره بودم ولی اینطور به نظر رسید که انگار من رفته بودم شوهرم رو پر کرده بودم چون دقیقا قبلش با بابام دعوام شده بود و... فکرکردن من بهش حرفی زدم بااینکه به خدا اصلا حرفی نزدم بهش 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خودت ک اخلاق شوهرتو میدونی چرا جوری رفتار نمیکنی ک ناراحتی پیش نیاد..

بزار قهر بمون. 

باشد که غم خجل شود از صبر ما❤️‍🩹🌔•   °    ★    .      ★     °   ★🌙   .  °     .    •   ★🌙   .   ★   .       .  • اکثر ما اینجاییم تا حالمون خوب شه، و گهگداری از ناراحتیامون بگیم و با حرفای ادمای خوش قلب سایت حالمون بهتر شه،پس اگر عقده های خانوادگیت و بدبختیِ درونیت باعث میشه تو سایت دل کیسو برنجونی❤️حالشو بد کنی، منتظر کارما باش. ک زمین بدجوری گرده🌍🌎🌏✨                                                                           من اینجام تا خودم باشم  اگه حسادت شما باعث میشه ناراحت بشین ازینکه یکی  خودشه، راحت بیان میکنه  خیلی چیزا رو  نمیدونه و میپرسه، ❤️ مراقب حرف هاتون همیشه باشید،کسی رو هیچ وقت قضاوت نکنید❤️  ★     .        .  •   °   ★   .    •  °         ★🌙  .   •

منم نه میتونم طرف شوهرمو بگیرم نه میتونم طرف خونوادمو بگیرم... 

هردوشون برام عزیزن...

حس میکنم همه دعوا ها سر هیچ و پوچ و چرت و پرت و سوتفاهم عه... ولی خیلی اذیت میشم وقتی رابطشون باهم خوب نیست 

کلا این موضوع که سر من داره دعوا میشه خیلی اذیتم میکنهاز اون طرف خانوادم این شکلی ان که شوهرت واسه م ...

منطقی باش کی مهمون رو رهامیکنه میره مسافرت

اونم باردار و مریض

همسرتون حق دارند اعتماد کردن و شما رو بهشون سپردن 

کم کاری کردن ولی الان زیر بار نمیرن

اتفاق اول مقصر خودت بودی عزیزم

عزیزم من که کاری نکردم...من اونجا طاقتم طاق شده بود خداشاهده نمیکشیدم. 

بی خبر از ماجرا بلند شدم دیدم کسی خونه نیست داشتم از دردمیمردم وقت دندون پزشکی داشتم ولی به شوهرم زنگ زدم گفتم نمیکشم تحمل کنم دیگه همین الان پاشو بریم... بابا اون لحظه باید چیکار میکردم 

همسر تون حق داره

میدونم حق داره ولی وقتی ناراحت میشه و چون خونوادم از چشمش افتادن خیلی بد باهاشون حرف میزنه 

ببین من تو خانواده ای بزرگ شدم یک عمر هرچی میشد احترام پدر و مادرمون رو داشتیم. 

الان میبینم خیلی راحت بد صحبت میکنه و با لحن از بالا به پایین باهاشون حرف میزنه بهم برمیخوره وگرنه منم میدونم حق داره 

خودت ک اخلاق شوهرتو میدونی چرا جوری رفتار نمیکنی ک ناراحتی پیش نیاد..بزار قهر بمون.

نمیتونم💔اخه مشکل اینه که شوهرم ادم بی شیله پیله ای عه یا صدشو میزاره یا وقتی ناراحت باشه خیلی راحت ناراحتیشو ابراز میکنه یعنی حفظ ظاهر نمیکنه و خیلی راحت خونوادم زیر سوال میبره پدرم سنی ازش گذشته شما فکر کن یکسره زنگ و پیام واسه عذر خواهی و بدو بدو کرد دنبال شوهرم که توضیح بده چیشده شوهرم گفت برید بابا و گازشو گرفت و رفت... بهم برمیخوره خب 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792