ده روزه شوهرم شهر دیگه سرکاره و کارشم سنگینه بهم گفت برسم وقت باشه میام دنبالت(یساعت راهه و موتور داره)گفت خداکنه زود برسم بتونم بیام ب شب نخورم توبیابون و سریع برگردیم
فردا دختر عموم میره سمت خونه پدرشوهرم ب نظرتون فردا دم غروب برم خونشون فرداشب رسید سوپرایز بشع یان و یساله عقدیم فقط یبار خودم رفتم اونم هوا سرد بود ماشین گرفتم رفتم کشوهرم باموتور نیاد