2777
2789
عنوان

شوهرم...

| مشاهده متن کامل بحث + 1537 بازدید | 95 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دیگه نتونستم تحمل کنم ودیدم نمیتونم کارامو انجام بدم واز یطرف همینجور می اومدن مهمونی وظرفا گذاشتن و ...

همه رسم دارند تا ده روز اول زایمان خونه ی مامانشون میرند. برای ما که رسمه.

به شوهرت بگو مارسم داریم تاده روز خونه ی مادرمون بریم پرستار ی کنند.    

فبای آلاء ربکما تکذبان
منم ازش دلخور شدم ودیگه جواب تلفنشو ندادم وامروز ک یکم آرم شده بودم بهش زنگ زدم آقا هر چی خواست گفت ...

همه کاراشو به روش میاوردی همین جریان اگه میمونی شام بزارم و جواب تلفن ندادن و و......خیلی زورم امدااا یه حرکت خوبی بزن براشون خودش باالتماس بیاددنبالت

آرامش روزهای بیقراریم خدا....

برنگرد تا خودش به پات بیفته

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
دیگه نتونستم تحمل کنم ودیدم نمیتونم کارامو انجام بدم واز یطرف همینجور می اومدن مهمونی وظرفا گذاشتن و ...

بهتر بمون‌ خونه مادرت .  گور باباشون والا . 

اصلا همون اول هم که فهمیدی قضیه چیه یا نباید میزاشتی مادرت بره یا تو هم باهاشون‌میرفتی .

فرزند من به دنیا اومد .   خدایا شادی بچه دار شدن سهم همه ماست . تورو به عظمتت قسم  دامن همه منتظران رو سبز کن .   

بهش بگو خیلی ممنون واقعا دستت درد نکنه خوب ثابت کردی که پشتمی توی این شرایط سخت که دارم با درد تحمل میکنم بجای اینکه همدردم باشی داری اذیتم میکنی و درکم نمیگنی خب من مامان خودم پیشم باشه راحت ترم تعارف ندارم باهاش اما معذبم کسی دیگه زحمت بکشه 

عزيزم اصلا بهش زنگ نزن

شما كه خونه بابات جات راحته

سراغي ازش نگير تا ابجياش و ننش براش زن و بچه بشن

والله من خونه بابام بودم يك ماه از اول رفتم اونجا خونواده شوهرمم ميومدن همه كاراي بچرو ميكردن

ديگه روزاي اخر شوهرم التماس ميكرد بيا مردم تنهايي تو خونه

تازه با باباش تو يه ساختمونيم

چیکار کردی


گفتن از بیمارستان بیا اینجا گفتم وا مگه مادر ندارم که بیام اینجا گفتن به شوهرم سیسمونی خواست بگیره بیاد مارو ببره کلا آدم حسابشون نکردم رفتم با شوهرمو مامانم سیسمونی گرفتم ،پیغام داده بودن سیسمونی نگیرید پولشو مامانت اینا بدن 😈✋یه کار دیگه ام کردم که اگه عید بیاد خونم بفهمن خون بپا مشه هنوز نفهمیدن

بچه هام یعنی تمام دنیام😍😍😍

من جای شمابودم خونه ی خودم میموندم به مامانم هم میگفتم نیاد .میزاشتم خانواده ی شوهرم کارهای خونه وبچه روانجام بدن خودمم استراحت میکردم.با دخترم دخترم کردن خواهر شوهرتون که دخترش نمیشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز