اول بگم خونه( ای که خونوادش زندگی میکنن نه خونه مجردی)
قصدشم از اینکه بریم خونه اینه چون نه شلوغه و کسی نیست میتونیم راحت صحبت کنیم .
بهش اعتماد دارم ولی میترسم کسی ببینه و فکر بد بکنن
بهش گفتم نه ناراحت شده و میگه تو باز بعد این همه مدت به من هنوز اعتماد نداری.
خب منم بهش گفتم که میترسم کسی ببینه
اونم گفت نه کسی نیست کی میخاد ببینه
بعدم گفت ما قراره صحبت کنیم مثل همین که همیشه میریم کافه
بازم گفتم نه ناراحت شد
نمیدونم چرا خوب ولی گفتم بهش
نه ؛؛الان اومدم ازتون بپرسم برم یانه؟