خواب دیدم روی شونه دخترم داره تنه درخت در میاد
و چنتا شاخه جووونه زدن
منم تو عالم خواب فک میکردم مریض شده خیلی بیتابی میکردم
بعد دیدم تو یک کشتی بودم و داشتم با ینفر درد و دل میکردم راجب مریضی مادرم میگفتم و خیلی گریه میکردم
بعد از کشتی پیاده شدم گفتم جورابامو جا گذاشتم ی اقا بهم گفت اونا رو بیخیال اینجای جوراب دیگر بخر