2777
2789
عنوان

مادر شوهرم

139 بازدید | 8 پست

بچه ها امروز اثاث کشی خواهرم بود خورد خاکشیر شدم پریودم بودم . از صبح رفتم عم الان اومدم بازم هیچی نچیذیم کل وسایلاش وسط خونست .

فقط خونه رو تمیز کردیم .

اومدم شوهرم میگع مادرش ساعت 6صبح فردا عمل چشم داره میگه ب مامانم گفنم تو میای گفته ن اون رفته اثاث کشی خستست فردا هم میخواد بره باز .

بازم دلم میسوره میگم بلاخره همراه میخواد دخترشم تازه سقط کرده نمیتونه بیاد براش بیمارستان نمیدونم برم یا ن وسایلا خواهرمو نچیذیم فردا میخاسدم برم .

اگه فردا باش برم باید بیذم ناهارم من بذارم با شام . چون طبفه بالای مادر شوهرم ایناییم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ببین همینکه شرایطتو درک کرده به نظرم خیلی خانم خوبیه

فردا زنگ بزن به مادرشوهرت

بگو که شوهرت تعریف کرده چی گفته

تشکر کن ازش و بگو اگه شما میخوتید میام چون فلانی هم شرریطشو نداره بیاد و سقط داشته

شکا هم تنها سختتونه

دیگه ببین چی میگه 

خواهر یه ردز سختی هیچ کسو نکشته دور از جونت

ولی همینکه درکت کرده به دلم نشست

ببین همینکه شرایطتو درک کرده به نظرم خیلی خانم خوبیهفردا زنگ بزن به مادرشوهرتبگو که شوهرت تعریف کرده ...



یعنی برم باش وسایلا خواهرمم میمونه دست تنهاست با ی بچه کوچیک شوهرشم سرکار گاز و یخچالشونم وصل نیست باید صب برا اونام ناهاری چیزی ببرم مادرمم حال ندارع نمیتونه بیاد کمکش

یعنی برم باش وسایلا خواهرمم میمونه دست تنهاست با ی بچه کوچیک شوهرشم سرکار گاز و یخچالشونم وصل نیست ب ...

الان اولویت عمل مادرشوهرته عزیزم

میدونمم سختته

ولی خواهرتم مسلما درک میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز