سلام یه داداشم از خودم 8سال بزرگتر بود یعنی من خیلی حرصشو در میاوردم وقتایی که کاریو میگفت انجام بده چون نمیتونستم نه بگم ازشم حساب میبردم منم که تنبل حتما یه جوری حرصمو خالی میکردم مثلا میگفت یه لیوان🍹 اب بیار لیوانو پر مییکردم حتما یه قلپ میخوردم ازش بعدش میبردم اونم که با لیوان هیچکس اب نخورده بودو الانم نمیخوره 😈 حالا میخوام اعتراف کنم ولی میترسم یا چای که میبردم انگشتمو میزاشتم تو چای حالا هرچی بود یکاری میکردم خودمو خالی کنم😂