عاقايه بارمادرشوهرم دعوام کردمنوحسابيم برام غرغرکردبعدش بهم گفت پاشوبرويه ليوان آبي چيزي بياربخورم
منم رفتم آشپزخونشون يه ليوان شربت آناناس درست کردم ويه قرص تاخيري که تازه گرفته بودم انداختم توشربتش
بدبخت هي ميگفت اين چرايه ذره تلخه ميگفتم براي منم همينه حيفه بريزيم دوربخورش😂😂😂