چرا اینجوریه اصن مسئولیتی نداره میگم فلان جا باید برم تو ببرم باید برم فلان وسیله رو بخرم نمیاد برا جهیزیه دوس دارم با هم خرید کنیم همش بهونه میتراشه میگه بابات ببرت بخدا یه تفریح دوتایی نرفتیم تا حالا یه بازار نرفتیم مهونی هم که هر دومون انگار بی کس و کاریم یه دعوتمون عیدم نکردن خونه خانواده شوهرم که دوست ندارت برم خب من چه گناهی کردم مگه ازدواج کردم بابام منو ببره جهیزیه بخرم خب بابامم نمیبره من چکار کنم واقعا بخدا دیوونه شدم دیگه همش بهونه اوردن بعد سرکارم نیست ولی خب خانوادش بدشون میاد جایی میریم با هم میگم شاید از اونه بنظرتون چکار کنم خوب شه
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
منو شوهرم تفاوت سنی زیادی داریم کم حوصلس یا شاید واسه یه سری چیزا دیگه جوون نیس پخته شده ولی شوهر تو جوونه ازش بپرس چرا اینطوری رفتار می کنه حتما یه دلیلی داره اونم تودوران قبل ازدواج اصلا طبیعی نیست
منو شوهرم تفاوت سنی زیادی داریم کم حوصلس یا شاید واسه یه سری چیزا دیگه جوون نیس پخته شده ولی شوهر تو ...
تقریبا یکماه پیش گفت هیجا نبردمت بریم یه مسافرت یه هفته ده روزه و شدیدد روش پافشاری میکرد ولی یهو از سرش افتاد و دیگه هیچچ حرفی ازش نزد من از خانوادش دیدم😭😭
اصلا طبیعی نیست با پدر و مادرت درمیون بذار بذار اونا گوشش رو بپیچونن یا خودت باهاش صحبت کن شاید از ازدواج با تو پشیمونه الان طلاق بگیری بهتره من بعد ازدواج شوهرم اینطور شد خیلی اذیت شدم البته شاید به خاطر اختلاف سنی که داریم البته بعدش فهمیدم از ازدواج با من پشیمون شده بود به هر حال اگه تو رو نمیخواد الان طلاق بگیر و برو بهتر از اینه که با یه بچه خدایه نکرده برگردی