شوهرم این 3ماه حقوق نداره اونم معلم
و من معلمم حالا اگر سر صبح برات اتفاقی بیوفته اصلا به هیچ وجه بیدار نمیشه
ی بار لازم شد برم اداره میگم ببر برسون منو میگه خودت برو من خواب داره
بعد به زور برده اونم چه قدر اخم
میگم بیای دنبالم هوا داغه میگ خودت بیای به من هیچ ربطی نداره
کلا ی مدلی که کار رو میندازه گردن خودت
امروز باز کار داشتم رفتم اداره
میگ برچی روغن نگرفتی بر خونه
چون دعوا کردم گفتم تا زمانی که زبونت تلخ هست هزار تومان از کارت نمیذم بهت
الآنم رفت خونه مامانش میگه میرم اونجا غذا بخورم
گفتم غذا تو گاز چشم داری
خسته شدم بخدا
حق دارم یا مقصرم
۲ س پیش از خونه مامانش آمده سنگین رنگین
شده
شکمشو مامانش سیر کرده