خالم سال قبل همین موقع پسر ۱۷ سالشه که تک پسر بود از دست داد امشب زنگ زده به مامانم آنقدر گریه کرد میگه چرا کسی و کار ندارم چرا تنهام پسرش هم مداح بود و میخواست اربعین بره موکل بزنه تو کربلا که قسمت نشد حالم بده دلم براش سوخت خیلی خالم مهربونه دنیا باهاش بد تا کرد چیکار کنم همش گریه میکنم