دیروز اومد خونمون با اینکه طبقه پایینمون زندگی میکنن۱۰سالشه و ما ناهار نخورده بودیم اومد تو اصلا سلام نکرد و بهم بر خورد منم رفتارمو عوض کردم و چون از صبح داشتم کار میکردم خودمو زدم بی اعصبانیت و شوهرمم بهم نگفته بود که قراره با خودش بیارتش
اینطور که معلومه شما بیشتر از این ناراحت شدی که غذای خوبی که میخواستی بخوری به دلت صابون زده بودی 😂 مجبور شدی با کسی همسفره بشی و این خیلی لجتو دراورده وگرنه یه سلام یا بی خبر اومدن یه بچه به جایی برنمیخوره
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اون ده سالشه شما چی شما هم ده سالته آیا با این رفتارت تقصیر اون طفل چیه ک شوهرت نگفته میخاد بیاد این چ رفتاری بوده خدای من اون بچه دیگه تا اخر عمرش تین رفتار بدت توی ذهنش میمونه منم زن داییم خیلی بداخلاقه ولی من عاشق داییم بودم بمیرم حالا ک دست داییم از دنیا کوتاه شده یبار یه حرکتی زد چنان دلم شکست بعد سی سال ک میبینمش ازش بدم میاد
🌹وقتی خدا خواست یوسف را از زندان نجــات دهــد صاعـقهای نفرستـاد تـا درِ زندان را از جای بکند، بلکه در آرامش شـب درحالیکه پادشاه در خـواب بود رؤیایی بسوی او روانه کرد. 🍀پس بـه خدایت اطمینان داشته باش. 🌹فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أ️مری الی الله ان الله بصیر بالعباد
اینطور که معلومه شما بیشتر از این ناراحت شدی که غذای خوبی که میخواستی بخوری به دلت صابون زده بودی 😂 ...
خیر سرش خونه داداش جونش بوده 🥹🥹
🌹وقتی خدا خواست یوسف را از زندان نجــات دهــد صاعـقهای نفرستـاد تـا درِ زندان را از جای بکند، بلکه در آرامش شـب درحالیکه پادشاه در خـواب بود رؤیایی بسوی او روانه کرد. 🍀پس بـه خدایت اطمینان داشته باش. 🌹فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أ️مری الی الله ان الله بصیر بالعباد
برادر شوهر من ۷سالشه البته رو بدجنسی نمیگم خیلی کیوته ولی چشم دیدن منو نداره و خودشم نمیدونه چرا وقتی من زن داداشش شدم خیلیییی به همسرم وابسته بود بعد عقدمون همسرم رفت خارج از شهر سر کار این فکر میکرد من بردمش خونمون دوساله بود 🤣 هنوز از من متنفره