خاطرات خنده دار من از دوره ای که کارآموز بودم تو دادگاه حتما حالتو خوب میکنه ! اللته برا سالهای قبله
یه بار یه پیرمرده و یه دختر جوان رو گرفته بودن قاضی خواست بترسونه گفت دوتاتون باید برید زندان یهو پیرمرده عین راج کاپور پخش زمین شد گفت من زندانشو میکشم منو بجاش ببرید من جورشو میکشم !😁😁😁 داشتم خفه میشدم از خنده