جاریم بااینکه باهم ارتباطی نداریم اما خونه ی خودشه
و کاری به کسی نداره
اما خانواده شوهرم چشم دیدنشو ندارن
و اینقدر از بدی هاش گفتن که شوهرم هم ازش ییزاره
امامن تو این چندسالی که دیدمش سرش تو لاک خودش بود ولی خانواده شوهرم نمیسازن باهاش
من از اینکه شوهرم نسبت به خانوادت برادرشوهرم اینطوریه و یه ناحق قضاوت میکنه ناراحتم
بعد شوهرم اومده هی ازجاریم بد میگه
منم طرف اونو گرفتم
یدش اومده
میگه تو، پشت من نیستی
و طرف اونو میگیری🤐🤐🤐
گفتم من طرف حقم
تو ناحق میگی
آقا بهش بر خورده
خانواده شوهرم
انقدر بد ذاتن که حتی از نوه هاشون(بچه های اون یکی پسرشون) بیزارن.....
مگه میشه کسی از بچه های پسرش یا بچه های برادرش بدش بیاد