من ۳ ماه حاملم ولی فعلاپیش خانواده شوهرم نگفتم .امشب خونشون بودیم برای نذری حلیم گوشت گذاشته بودن بپزه.همشون ازون گوشت لقمه کردن و خوردن و دریغ از یک تعارف خشک و خالی به من.وای منم بوش بهم خورده بود خیلی دلم خواست ولی هیچی نگفتم.الان اومدم خونه از ناراحتی خوابم نمیبره.خیلی دلم شکست.برای شما هم پیش اومده همچین چیزی؟ اگر دلتون چیزی خواست و ندادن بهتون چه حسی داشتید؟ میشه خاطراتتون رو بگین یکم آروم بشم.