2777
2789

همون روز که جنگ شد پاشدم همه خورده ریزای خونه رو جمع کردم گذاشتم تو کمدا. مثلا کتابا دفترا ماژیکا. لوازم ارایشی. چیزایی که میدونستم تو جنگ دیگه بکار نمیان. الان ابروهام داغون ریخته بهم. دیگه هر چی میگردم موچین و قیچی ابروم نمیبینم. پول ارایشگاهم ندارم اه موندم چکار کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم:)

واقعیتش من نمیتونم درکت منم😂😂

تو جنگ به کار نمی اومدن؟بعد جاشون مهمات و اسلحه بیرون اوردی؟😂😂

خیلی خوب بود :))

جایی که لوازم ارایشی هات رو گذاشتی نگاه کن شاید اونجا باشه

عزیزم:)واقعیتش من نمیتونم درکت منم😂😂تو جنگ به کار نمی اومدن؟بعد جاشون مهمات و اسلحه بیرون اوردی؟😂 ...

اره شهرمون و منطقه مون خیلی خطرناک بود. فکر میکردم اینا رو باید بذارم تو کمدا. لباس و وسایل و خوراکی باید جمع کنم برا رفتن🤣😁بدنمم دچار کم خونی شده اصلا جون ندارم بگردم😕

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز