2777
2789
عنوان

دختر خاله شوهرم قربونی نداد

253 بازدید | 21 پست

خیلی باهم صمیمی بودیم و حدود ۱سال هرروز رفت و آمد خانوادگی داشتیم یا بچه هامونو میبردیم بیرون یا خونه ی همدیگه بودیم مادرشوهرم خوشش نمومد ولی زیاد برامون مهم نبود

پارسال یهو دیگه نه زنگ زد نه بیرون اومد بریم در حالی که ۸۰ درصد مواقع اون زنگ میزد و قرار میزاشت 

شوهرم گفت شاید ناراحته که چرا همیشه اون پیگیره پس تو زنگ بزن

زنگ زدم گفت داریم غذا میخوریم الان نمیتونم صحبت کنم

بقیشو بگم‌؟هستین؟زود زود میگم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دوباره چند روز بعد شوهرم گفت زنگ بزن ببین شاید مریضه یا اتفاقی افتاده زنگ زدم گفتم بیام دنبالت بریم خرید گفت نه دخترم خونه مامانمه کار دارم تو خونه

اینم بگم ماه های آخر بارداریش بود و خیییلی ذوق داشتم براش خودشم میدونست

دوس نداره ديگه باهاتون در ارتباط باشه قشنگ معلومه


لطفا براي ساخته شدن خونمون صلوات بفرستيد❤️ خدا رو چه ديدي شايد پر گرفتيم،شايد خنده هامونو از سر گرفتيم،نگو چي گذشت و نگو چي كشيديم شايد شب تموم شد خدارو چه ديدي؟ شايد جون گرفتم، شايد دستتو زير بارون گرفتم ، تو شايد دوباره به دادم رسيدي ،شايد خنده برگشت، خدارو چه ديدي؟ ~مازندراني💚🌱

ما همیشه تو صحبتامون میگفت که یه دعا نویس میشناسه که خیلی کارش درسته و بیا برو پیشش شاید دعوا هاتون بخاطر دعاهاییه که بقیه براتون نوشتن منم میترسیدم و هیچوقت نرفتم ولی هربار میگفت دعا نویس گفته فلانی فلان دعا رو برات نوشته و باهاش قطع رابطه کردم منم میگفتم اطمینان داری بهش؟میگفت آره بابا ۱۵ ساله میرم پیشش 

آخرین بار که بهش زنگ زدم فقط میخواستم دلیل قطع رابطمونو بپرسم گفت خالم ناراحته و میاد خونمون میگه تو به عروسم میگی چیکار کنه چیکار نکنه منم ترجيح میدم دیگه رفت و آمد نکنم خودتون مشکلاتتونو حل کنین

دیگه ۱ساله نه من زنگ زدم نه اون ولی باشوهرم در ارتباطه و بچش دنیا اومد شوهرم زنگ زد تبریک گفت و یبارم اون زنگ زد گفت دخترتو میاری ببینم شوهرمم گفته بود باشه ولی نبرد

حالا از دخترخالش شنیدم به بقیه گفته هرکی با ما رفت و آمد میکنه دعا میاره خونمون

متعجبم که واقعا راجع من همچین فکری کرد و باهام قطع رابطه کرد؟من همیشه بهش میگفتم خب فلانی چرا باید بهت دعا بنویسه میگفت حسادت ،تو بچه ای متوجه این چیزا نمیشی

حالا فکر میکنه منم حسادت میکردم بهش؟؟

دقیقا مثل ما،هروقت بایکی رفت وامد کردیم پدرشوهرمو مادرشوهرم رفتن یکاری کردن طرف نیادخونمون🥴

بالاخره منم مامان شدم.روز11اردیبهشت 1398 دخترکوچولوی من ساعت16و35 دقیقه به دنیا اومد😍😍😍

باورم نمیشد این فکرو کنه و میگفتم به خاطر مادرشوهرم اینجور کرد ولی الان قربونی بریده و حتی به فامیل دور داده به من نه

نیازی ندارما ولی ما نه قهر کردیم نه دعوا

اون همه روز نون و نمک همو خوردیم انصاف نبود یه طرفه اینجور کنه حداقل باید حقیقتو میگفت چون اگه دلیلش درست بود دلیلی نداشت به من قربونی نفرسته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792