منطقه ما کوهستانی باغ هامون داخل کوه هستن هفته گذشته داییم وخانومش شب باغ موندن که آبیاری کنن ساعت ۳شب دعواشون میشه زن داییم تنهایی برمیگرده تو راه یه هم محلی میبینه تا یه مسیری باهاش همراه میشه فرداش که تعریف کرد فلانی ساعت ۳ شب دیدم اومده پیاده روی تازه دوزاریش افتاد اون طرف حداقل ده سال که فوت کرده بعد اون چند روز تب کرد تو رختخواب افتاده
سکوت کنید تمرکز کنید خوب دقت کنید صدای نفس کشیدنش کنار گوشیتون از پشت سر میاد. هرگز پشت سرتون رو نگاه نکنید داره بهت نزدیک میشه چشماتو ببند یک دفعه باز کن دوباره ببند هر چی حس میکنی رو بگو👻👻