امروز با یه اقای ۴۰ ساله رفتیم بیرون ، ایشون کارمند و مستقل زندگی میکنه تیپش خیلی کارمندی و ساده بود عین پیرمردا، قیافه شم دقیقا شبیه روستایی ها، من تو یک کلان شهر بدنیا اومدم ولی ایشون تو روستا بدنیا اومده هنوزم خانواده ش تو روستان و میگه هر هفته از چهارشنبه تا جمعه باید بریم روستا بمونیم و مقنعه و مانتو و.. مناسب روستا بپوشی من ۳۶ سالمه خانواده م تحصیکرده ن اصلا تا حالا روستا ندیدم نمیدونم چجوری گاو گوسفند بدوشم یا تنور نان بپزم.. چون عروس هم کار نکنه خیلی بد میدونن... خودشم چندبار اشاره کرد که یه زن باید بلد باشه کارهای خونه و..
پسره کافه هم نبرد کنار اتوبان پارک کرد زیر انداز انداخت نشستیم روش صحبت کردیم نظرتون چیه
الان گفته تا شب جواب بده نمیدونم رد کنم منتظر یکی دیگه بمونم یا همینو قبولش کنم میترسم بخاطر سنم الکی رد نکنم
قصد جسارت به هیچ قشری ندارم ولی تفاوت فرهنگی مشکل ایجاد میکنه؟ خواستگار قبلیم هم روستایی بود اصالتش ولی خیلیییی باکلاس تر بود و مدرن