سلام من به پسر عمه خودم علاقه مند شدم من آدم مذهبی هستم پسر عمم تقریبا 20 سالشه و من 16 سالمه پسر عمم خیلی مهربونه تو بچگی همیشه باهام مهربون بود و همیشه بهم لبخند میزد ما وقتی به روستای مادربزرگم میرفتیم اونو میدیدم اون خونش اونجاس حالا بعد 2 سال تو عید همدیگه رو دیدم و من ازش خوشم اومد من متوجه شدم که تو مهمونی داشت به من نگاه میکرد یهو من بهش نگاه کردم و سریع یه جای دیگه رو نگاه کرد اون الان روستا نیست و رفته سربازی نمیدونم کی میره به روستا خیلی دلم برای تنگ شده به هیچکس هم نمیتونم بگم من باید چیکار کنم
آره میدونم ولی توضیحات دیگه ای هم هست که حال نداشتم تایپ کنم من که به خاطر اون نگاه ازش خوشم نیومد ولی من این حسو تا حالا به هیچ پسر دیگه ای نداشتم خودم هم میدونم که شاید بعداً علاقمو بهش از دست بدم ولی الان دوسش دارم
عزیزم طرف پسر عمت هستش، اگه عاشق شما هم نباشه، قطعا دوستت داره. میخوام بگم این که با شما رفتار خوبی ...
کاش میدونستم از ذهنم بیرونش کنم ولی از فروردین تا الان روزی نبوده که بهش فکر نکنم خودم هم دلم میخواد فراموشش کنم و اینم میدونم که ممکنه بعداً دیگه ازش خوشم نیاد ولی چیکار کنم الان دوسش دارم از دوران نوجوانی متنفرم و اینکه اره میدونم که منو دوست داره ولی نمیدونم احساسی بهم داره یا نه
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
کاش میدونستم از ذهنم بیرونش کنم ولی از فروردین تا الان روزی نبوده که بهش فکر نکنم خودم هم دلم میخواد ...
دختر عمه و پسرعموی من خیلی با هم ارتباط میگرفتن جوری که همه فکر میکردن قراره با هم ازدواج بکنن. تا اینکه زن عموم بحث ازدواجشون رو پیش پسرش پیش می کشه. پسر عموم، دختر عمم رو رد می کنه و به مامانش میگه دوست نداره باهاش ازدواج کنه. چند ماه بعد دختر عمم با برادر دوستش ازدواج میکنه. تو عروسی دخترعمم همون پسرعموم مدام داشت با دخترعمم می رقصید. می خوام بگم عزیزم گول این رفتارها رو نخور. مردا خیلی احساساتشون پیچیدس. با یکی ارتباط نزدیک دارن ولی حاضر ازدواج با اون شخص نمیشن. پسرعموم چند سال بعد رفت با یه دختری ازدواج کرد، حالا دختر عمم کجا اون دختر کجا. دختر عمم خیلی زیبا بود، ولی اون دختری که پسرعموم باهاش ازدواج کرد، خیلی خوشگل نیست. اینم بگم پسرعموم متخصص گوش و حلق و بینی هستش. دخترعمم هم متخصص جراحی عمومی. زن دخترعموم هم متخصص داخلی. دختر عمم رتبه ی ۲٠ کنکور بود و پزشکیش رو دانشگاه تهران خوند، نقاش حرفه ای بود. ولی زن پسرعموم پزشکیش رو دانشگاه آزاد خوند. یعنی دختر عمم از هرجهت از زن پسرعموم سرتر بود ولی پسزعموم نپسندیدش. شوهر دختر عمم هم دکترای مهندسی مکانیک داره و شریف درس خونده.
ما ندرتاً دربارۀ انچه کـه داریم فکر میکنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم کـه نداریم. «شوپنهاور»
دختر عمه و پسرعموی من خیلی با هم ارتباط میگرفتن جوری که همه فکر میکردن قراره با هم ازدواج بکنن. تا ا ...
خیلی ممنونم از نظرت و اینکه وقت گذاشتی برام تایپ کردی و توضیح دادی بله متوجهم ولی خب آدما با هم فرق دارن من پسر عمه خودمو میشناسم و میدونم که چجوریه و اینم میدونم که احتمالش زیاده که شاید اگه یه موقع منو براش در نظر بگیرن جوابش مثبت باشه و منو دوست داشته باشه ولی در مورد مادرش یعنی همون عمم مطمئن نیستم چون خواهرم رو برای پسر بزرگترش خواستگاری کرد ولی مامان و بابام رد کردن و حالا ناراحته و فک نکنم دوباره به همچین کاری بکنه البته که مامانم و بابام حق داشتن چون داداش آدم تعریفی نیست