سلام من به پسر عمه خودم علاقه مند شدم من آدم مذهبی هستم پسر عمم تقریبا 20 سالشه و من 16 سالمه پسر عمم خیلی مهربونه تو بچگی همیشه باهام مهربون بود و همیشه بهم لبخند میزد ما وقتی به روستای مادربزرگم میرفتیم اونو میدیدم اون خونش اونجاس حالا بعد 2 سال تو عید همدیگه رو دیدم و من ازش خوشم اومد من متوجه شدم که تو مهمونی داشت به من نگاه میکرد یهو من بهش نگاه کردم و سریع یه جای دیگه رو نگاه کرد اون الان روستا نیست و رفته سربازی نمیدونم کی میره به روستا خیلی دلم برای تنگ شده به هیچکس هم نمیتونم بگم من باید چیکار کنم
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
اره منم همینه نظرم ولی میخواستم ذوقشو کور نکنم تو این سن یه شور و حال دیگس
نه ۱۶ سال هم سن کمی هست هم اینکه همه ما خانم ها یک دوره طولانی مدت بعد از اون بلوغ جسمی رو داریم به نام بلوغ ۱۷ سالگی که به بلوغ عقلی میرسیم و کاملا اون پختگی رو پیدا میکنیم ایشون در آستانه بلوغ ۱۷ سالگیه و این جور موارد طبیعی هست ولی نباید باعث بشه فکر و ذکرش درگیرش بشه
عزیزم طرف پسر عمت هستش، اگه عاشق شما هم نباشه، قطعا دوستت داره. میخوام بگم این که با شما رفتار خوبی داره، دلیل صد درصدی برای عاشقیش نیست، ولی با این حال شاید بهتون علاقه داشته باشه. به نظرم تا خودش قدمی برنداشته، شما هم کاری نکن. فکرشو از ذهنت بنداز بیرون. چون اگه واقعا عاشقت نباشه میخوره تو ذوقت و سرخورده میشی. ولی اگه واقعا عاشقت باشه، هر کاری می کنه تا به دستت بیاره
ما ندرتاً دربارۀ انچه کـه داریم فکر میکنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم کـه نداریم. «شوپنهاور»
عزیزم طرف پسر عمت هستش، اگه عاشق شما هم نباشه، قطعا دوستت داره. میخوام بگم این که با شما رفتار خوبی ...
دوست داشتن نیست این دوره احساسات بسیار پر رنگ میشه یعنی ممکن من به تو کل سال های بچگی تو کمک کرده باشم محبت کرده باشم و تو اصلا به چشمت نمیاد ولی بلوغ هر رفتاری از من برای تو یک جور ماجرا جویی هست و یک سری دیدگاه و بازتاب تو ذهن تو به وجود میاره