منو شوهرم در حال جدایی هستیم
منتها اون نمیخواد حق و مهریه ی منو بده
منم تلاشمو میکنم ، یه چیزایی ازش کندم
چون هیچی بنام خودش نزده نمیتونم قانونی اقدام کنم
فقط به زور و نقشه میتونم
الان مونده یه مبلغی که ازش بابت مهریه بگیرم
چند ماه پیش با مشاوره و راهنمایی دوست وکیلم دخترمو انداختم سر شوهرم و خانوادش، چون خونه ی مادرش میمونه برد اونجا نگه داشت، دخترم ده سالشه ، یادش میدادم اونارو تحت فشار بزاره و اذیتشون کنه تا کم بیارن و بیان توافق کنیم، قشنک داشتیم به نتیجه میرسیدیم، نهایتا پدرشوهرم زنگ میرنه برادرم، میگه آقا بیاید یه توافقی کنیم، این بچه عاصی کرد مارو! برادرم بدون اینکه به من زنگ بزنه با مادرم هماهنگ میشه، میره مادرمو برمیداره میرن بیرون تلفنی با پدرشوهرم صحبت میکنن و یادشون میدن بچه رو بردارید با وسایلاش ببرید تحویل مادرش بدید!!!! جای اینکه به منم زنگ بزنن منم برم ببینم پدرشوهرم چی میگه ! یا حداقل میدونستن جریان چیه، من چرا دخترمو گذاشتم اونجا، چرا اینهمه دارم جون میکنم، مادرم میدونست همه رو، برادرم هم همینطور، میدونست چقدر در حقم بدی کردن شوهرم و خانوادش، میدونست شوهرم چه خیانتهایی کرده، میدونست دست مارو خالی گذاشته و ولمون کرده تو خونه ی مستاحری، میدونست من دارم برای حق دخترم تلاش میکنم ، میدونست نباید این حرفو بگه ، بجاش میتونست بگه آقا بچتونه نگهش دارید، تکلیف دختر منو روشن کنید ، و ....
نه اینکه بگه بچه رو ببرید بندازید پیش مادرش، دیگه هم هیچوقت تو خونتون راهش ندید!!
بعدشم هی میومد ازم میپرسید شوهرت دیکه بچه رو نمیبره خونه ی پدرش؟؟؟ میخواست مطمئن بشه اساسی کارو خراب کرده یانه؟!
بچه ها خیلی خبیثه مادر من، آرزوشه من بدبخت و فلک زده بمونم، شوهرم پول نده، بچم اواره و سرگردون بشه
اونروز اعتراص کردم ، گفتم بهش چرا منو نبردین با خودتون موقع حرف زدن، چرا بهشون یاددادین بچه رو بیارن بندازن سرم ، شما که میدونستید جریانو! برگشته میگه اون جواب اومد تو دهنمون! میگه هر کی هر بلایی سرش میاد تقصیر خودشه!!
خبیث عوضی
قهر هم کرده ، طلبکاره تازه