امروز با همسرم رفتیم میدان شکوفه تهران برای پیدا کزدن خونه بک جا پیدا کردیم مرده گفت مادر خانمم پایین میشینه امدیم بریم بیرون خانمه چادر گل گلی سرش کرده جلوی در نشسته به من میگه من خیلی مذهبی ام مرجع تقلیدت کیع بعد مبگه ساعت کاری شوهرت کیه میگم همش خونه است زنه میگه نمیشه من همش باید توی خونم با چادر بشینم
اخه شوهرم من توی واجد خودمون باشه به اینا چیه ؟ بعد هی میگفت من خیلی مذهبیم.بعد گفت چرا میخوای بیای این منطفه کارت چیه؟ و....شوهرمم ناراحت شد گفت بریم ما منزل شما رو نمیخواهیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دامادش گفت مادرجان شوهرش هر وقت بخواد بره به ما ربطی نداره.برای دامادش نوشتم بذخپرد مادرشوهرتون خیلی زشت بود کاش در اگهی بنویسید ایشون چه روحیه ای مریضی دارن خدا صبرتون بده.نوشت بببخشید
اخه شوهرم من توی واجد خودمون باشه به اینا چیه ؟ بعد هی میگفت من خیلی مذهبیم.بعد گفت چرا میخوای بیای ...
مطمئنن مذهبی قلابیه اینایی که واقعی مذهبی باشن که نمیاد هی مذهبی بودنشو بکنه تو چش و چال مردم یا تو اولین برخورد مرجع تقلید بپرسه😑بنظر من اصلا نرین اونجا مذهبی قلابیا خیلی خطرناک و منافقن
بااینا همخونه نشو کار درسته همون شوهرت کرد گفت ما از شما خونه نمی خوایم میگن سال نیکوست از بهارش پیداست اینا هنوز همسایه نشدید اینجوری وای به حال همسایه بشی