من تعادل روانی ندارم و این کار رو فامیل و دوست و آشنا و مادرم با من کرده
من به جایی رسیدم که خودم رو جای شخص دیگه ای تصور میکنم و نمیتونم با خودم کنار بیام
من هیچ وقت دوست داشته نشدم
دیروز تو جمع زن عموم هر چی از دهنش در میامد حالت شوخی بهم میگفت(با این هوشت میخوای دانشگاه خوب قبول شی و...) شایدم درست میگفت
من نباشم هیچ کس تنها نمیشه
الانم پی خریدن قرص برنجم