نه حس عاطفی نه حس جنسی
تو مسجد ( مسجد خصوصیه و برا اقوام ماست واسه همین هرسال اونجا میریم عزاداری) یه پسره ازم خوشش اومده که پسر داداش دوست بابامه( یه جورایی فامیل تقریبا دورمون هست)مامانش زنگ زده برا بعد این ماه بیان خواستگاری
پسره خوشگله و قدشم بلنده اوضاع مالیشونم عالیه یه چند ماهی میشه پدربزرگش مرده و ۷۰ میلیارد بهشون ارثیه رسیده
مامانم گیر داده باهاش ازدواج کن دیروز تو مسجد نگاش میکردم انگار دارم به خیار نگاه میکنم هییییچ حسی نداشتم
بنظرتون بیخیال عشق و این داستانا بشم و ازدواج کنم یا منتظر بمونم تا شاید یه روزی از یکی خوشم اومد