تا چند ماه پیش خیلی حس مضخرف خلا عاطفی داشتم دوستام همه نامزد یا در شرف ازدواج بودن و عملا هیچ دوستی نداشتم و تنها میرفتم اینور اونور
مدرسه همه ازدواج کرده بودن و بعضیا بچه داشتن
اینکه خاستگار نداشتم ولی خواهر کوچیکم کلی خواستگار داشت کلی تو خونه شرم زدم میکرد
دلم خیلی گرفته بود همیشه دوست داشتم برم گلزار شهدا ولی خجالت میکشیدم یه جورایی وسط شهر بود ممکن بود آشنا ببینه و به زخم زبون ها اضافه بشه
یه روز ظهر ساعت ۲ دلو زدم به دریا رفتم گلزار شهدا درد و دل کردم گریه کردم
به هفته نکشید که یکی حسابی پاپیچ شد و با اینکه هر دفعه رد میشد (بلاخره از تو گوشی نمیتونستم اعتماد کنم و بلاک میکردم ) ولی دفعه بعد یه جوری سر راه هم قرار میگرفتیم اونم کاملاااا اتفاقی
حالا حدود ۶ ماه تو رابطه ایم تو این مدت خیلی فراز و نشیب داشتیم ولیی یه مشکل خیلی بزرگ داریم اونم تفاوت خانواده هاست اونا ازاد خیلی آزاد
و خانواده من فوق مذهبی
چیکار کنم خودش هم فهمیده ولی نمیتویم ارتباط رو قطع کنیم
من یه بار خدافظی کردم کلا بلاک ولی نذاشت و دوباره برگشتیم
من با اینکه سخنم بود کلی بهش بی مهری و بی محلی کردم ولی بازم نه من تونستم نه اون
دیگه سپردم به خدا برا جفتمون دعا کنین لطفا